دیکشنری فارسی

raining

UKreiniŋ US'reınıŋ

معنی فارسی

باران بارندگي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. falling in drops or as if falling like rain “watched the raining apple blossoms”

واژه‌های دیگر با معنی «باران»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن