ramifying
UKræmifaiiŋ
معنی فارسی
شاخه شاخه شدن منشعب شدن شاخه دادن (يازدن) شاخه بستن
شاخه شاخه شدن منشعب شدن شاخه دادن (يازدن) شاخه بستن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن