دیکشنری فارسی

rampart

UKræmpɑːt

معنی فارسی

بارو باره استحکامات خاکريز

معنی کامل و مثال‌ها

/ram´pärt´/n., vt.

● بارو، خاکریز (دفاعی)، کندک (خندق)

● استحکامات، برج‌و بارو

● حفظ و حراست کردن، (با برج و بارو) پدافند کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. an embankment built around a space for defensive purposes “they stormed the ramparts of the city” “they blew the trumpet and the walls came tumbling down”

مترادف‌ها

noun
1. Bulwark, defence, fence, security, guard, fortification.
2. Mound, elevation, embankment.

واژه‌های دیگر با معنی «بارو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن