دیکشنری فارسی

vallum

معنی فارسی

بارو باره استحکامات خاکريز بارودارکردن داراي استحکامات کردن

مترادف‌ها

noun
[Lat.] (Fortification) Rampart, trench, wall.

واژه‌های دیگر با معنی «بارو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن