دیکشنری فارسی

ratified

UKrætifaid US'rætə'faıd

معنی فارسی

تصويب کردن تصديق کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. formally approved and invested with legal authority

واژه‌های دیگر با معنی «تصويب کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن