دیکشنری فارسی

razed

UKreizd USreızd

معنی فارسی

پاک ويران کردن بکلي خراب کردن بردن محوکردن کمي زخم کردن ستردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. torn down and broken up

واژه‌های دیگر با معنی «پاک ويران کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن