razor-edge معنی فارسی لبه تيز ، دم ، تيز ، پشته کوه که تيز باشد ، موقعيت بحراني ، محل افتراق واژههای دیگر با معنی «لبه تيز» thin plate weir سرريز لبه تيز barong يکنوع چاقو يا شمشير دسته کلفت لبه تيز. keen edged تيز، داراي لبه تيز، لب تيز keen-edged تيز، لب تيز، داراي لبه تيز peak نوک، قله تيز، سر edgier لبه دار، تيز، زننده edgiest لبه دار، تيز، زننده edginess لبه دار، تيز، زننده edgy لبه دار، تيز، زننده