دیکشنری فارسی

re-form

معنی فارسی

دوباره درست کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē ´fôrm´/vt., vi.

بازسازی کردن، دوباره ساختن، از نو ساختن، دوباره تشکیل دادن، باز ساخت کردن

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره درست کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن