redintegrate
معنی فارسی
دوباره درست کردن دوباره برقرار کردن دوباره کامل کردن
معنی کامل و مثالها
/red in´tǝ grāt´/vt.
● دوباره برقرار یا کامل کردن (رجوع شود به: integrate بعلاوهی re-)
دوباره درست کردن دوباره برقرار کردن دوباره کامل کردن
/red in´tǝ grāt´/vt.
● دوباره برقرار یا کامل کردن (رجوع شود به: integrate بعلاوهی re-)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن