دیکشنری فارسی

redintegrate

معنی فارسی

دوباره درست کردن دوباره برقرار کردن دوباره کامل کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/red in´tǝ grāt´/vt.

دوباره برقرار یا کامل کردن (رجوع شود به: integrate بعلاوه‌ی re-)

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره درست کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن