دیکشنری فارسی

recondition

معنی فارسی

دوباره درست کردن دوباره سروصورت دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´kǝn dish´ǝn/vt.

● دوباره سروصورت دادن، اصلاح کردن، تعمیر کردن، بازسازی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. bring into an improved condition “He reconditioned the old appliances” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره درست کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن