دیکشنری فارسی

rebarbative

معنی فارسی

تحريک کننده .

معنی کامل و مثال‌ها

/ri bär´bǝ tiv/adj.

● زننده، ناخوشایند، بی‌میل کننده، ناخواه ساز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. serving or tending to repel “he became rebarbative and prickly and spiteful” “I find his obsequiousness repellent”

واژه‌های دیگر با معنی «تحريک کننده .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن