دیکشنری فارسی

rebirth

UKriːbəːθ USrı'bə:θ

معنی فارسی

باز زاد تولد تازه تولد روحاني تجديد حيات.

معنی کامل و مثال‌ها

/rē bu_rth´, rē´bu_rth´/n.

تولد دوباره، تجدید حیات، باز زایش، نوزایی

حیات مجدد، باز زیستی، نوزیست، رنسانس، احیا، نوجانی

the rebirth of sciences and arts in the Islamic world

احیای علم و ادب در جهان اسلام

تعریف انگلیسی

noun
  1. after death the soul begins a new cycle of existence in another human body
  2. a second or new birth
  3. the revival of learning and culture
  4. a spiritual enlightenment causing a person to lead a new life

واژه‌های دیگر با معنی «باز زاد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن