دیکشنری فارسی

recharge

USrı'tʃɑ:dʒ

معنی فارسی

تغذيه

معنی کامل و مثال‌ها

/rē chärj´, rē´chärj´/n.,vt., vi.

● دوباره مملوکردن، دوباره پای کسی حساب کردن، (باطری را) دوباره پر کردن (رجوع شود به: charge با افزودن re-)

● باز پر سازی، مملوسازی مجدد

تعریف انگلیسی

verb
  1. load anew “She reloaded the gun carefully” “Somebody ----s something”
  2. charge anew “recharge a battery” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «تغذيه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن