دیکشنری فارسی

reclamation

UKrekləmeiʃən US'reklə'meıʃən

معنی فارسی

پس گيري استرداد ابادسازي احيا اصلاح

معنی کامل و مثال‌ها

/rek´lǝ mā´shǝn/n.

بازگیری (به ویژه بازگیری زمین از دریا و غیره)، احیای زمین، آباد سازی، بازگیری

بازیابی (به ویژه بازیابی مواد مفید از زباله و اشیای اسقاط)، بازیافت

تعریف انگلیسی

noun
  1. the conversion of wasteland into land suitable for use of habitation or cultivation
  2. rescuing from error and returning to a rightful course “the reclamation of delinquent children”
  3. the recovery of useful substances from waste products

مترادف‌ها

noun
1. Recovery.
2. Demand, claim.

واژه‌های دیگر با معنی «پس گيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن