دیکشنری فارسی

drawback

UKdrɔːbæk US'drɔ'bæk

معنی فارسی

بازداشت مانع زيان بيفايدگي پس گيري کسر کاهش برگشت

معنی کامل و مثال‌ها

/drô´bak´/n.

بازپرداخت، پس پرداخت، استراد حقوق گمرگی (به ویژه به کسی که کالای وارداتی را دوباره صادر کند)

نقطه ضعف، عیب، ایراد، کاستی، آهو

slow drying is the chief drawback of this paint

دیرخشک شدن عیب عمده‌ی این رنگ است.

مترادف‌ها

noun
1. Disadvantage, detriment, fault, imperfection, deficiency, defect.
2. Discount, deduction, reduction, rebate, abatement, allowance.

واژه‌های دیگر با معنی «بازداشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن