drawback
UKdrɔːbæk
US'drɔ'bæk
معنی فارسی
بازداشت مانع زيان بيفايدگي پس گيري کسر کاهش برگشت
معنی کامل و مثالها
/drô´bak´/n.
● بازپرداخت، پس پرداخت، استراد حقوق گمرگی (به ویژه به کسی که کالای وارداتی را دوباره صادر کند)
● نقطه ضعف، عیب، ایراد، کاستی، آهو
slow drying is the chief drawback of this paint
دیرخشک شدن عیب عمدهی این رنگ است.
مترادفها
noun
1. Disadvantage, detriment, fault, imperfection, deficiency, defect.
2. Discount, deduction, reduction, rebate, abatement, allowance.