دیکشنری فارسی

determent

UKditəːmənt USdı'tə:mənt

معنی فارسی

بازداشت منع تهديد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a communication that makes you afraid to try something

واژه‌های دیگر با معنی «بازداشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن