دیکشنری فارسی

recovering

UKrikʌvəriŋ USrə'kʌvərıŋ

معنی فارسی

دوباره بدست اوردن برگرداندن مسترد داشتن باز يافتن پس گرفتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. returning to health after illness or debility “convalescent children are difficult to keep in bed”

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره بدست اوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن