دیکشنری فارسی

rectifier

UKrektifaiər US'rektə'faıə

معنی فارسی

اصلاح کننده الت تقطيريا پالايش

معنی کامل و مثال‌ها

/rek´tǝ fī ´ǝr/n.

● راستگر، راست ساز، (شخص یا اسباب) تنظیم کننده، اصلاح کننده

● (برق) یکسوساز، یکسو کننده، تبدیل کننده‌ی برق متناوب به برق مستقیم

تعریف انگلیسی

noun
  1. electrical device that transforms alternating into direct current
  2. a person who corrects or sets right “a rectifier of prejudices”

واژه‌های دیگر با معنی «اصلاح کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن