دیکشنری فارسی

rectifier

UKrektifaiər US'rektə'faıə

معنی فارسی

اصلاح کننده الت تقطيريا پالايش

معنی کامل و مثال‌ها

/rek´tǝ fī ´ǝr/n.

راستگر، راست ساز، (شخص یا اسباب) تنظیم کننده، اصلاح کننده

(برق) یکسوساز، یکسو کننده، تبدیل کننده‌ی برق متناوب به برق مستقیم

تعریف انگلیسی

noun
  1. electrical device that transforms alternating into direct current
  2. a person who corrects or sets right “a rectifier of prejudices”

واژه‌های دیگر با معنی «اصلاح کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن