rectifier
UKrektifaiər
US'rektə'faıə
معنی فارسی
اصلاح کننده الت تقطيريا پالايش
معنی کامل و مثالها
/rek´tǝ fī ´ǝr/n.
● راستگر، راست ساز، (شخص یا اسباب) تنظیم کننده، اصلاح کننده
● (برق) یکسوساز، یکسو کننده، تبدیل کنندهی برق متناوب به برق مستقیم
تعریف انگلیسی
noun
- electrical device that transforms alternating into direct current
- a person who corrects or sets right “a rectifier of prejudices”