دیکشنری فارسی

rede

معنی فارسی

مشورت پند تدبير قصد داستان مشورت دادن تعبير کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rēd/n., vt.

● (قدیمی)

● پند دادن، کنکاش کردن

● طرح ریختن، نقشه کشیدن

● داستان، حکایت

● سفرنگ، تفسیر

● داستان گفتن، شرح دادن

● (خواب و غیره) تفسیر کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. give advice to “The teacher counsels troubled students” “The lawyer counselled me when I was accused of tax fraud” “Somebody ----s somebody” “Somebody ----s somebody to INFINITIVE”
  2. give an interpretation or explanation to “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «مشورت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن