دیکشنری فارسی

redness

UKrednəs US'rednəs

معنی فارسی

قرمز ، سرخ ، حاکي ازخونريزي يا انقلاب يا خطر ،

الوده يامايل به خونريزي

معنی کامل و مثال‌ها

/-nis/n.

● سرخی، قرمزی، گلگونی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a response of body tissues to injury or irritation; characterized by pain and swelling and redness and heat
  2. red color or pigment; the chromatic color resembling the hue of blood

واژه‌های دیگر با معنی «قرمز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن