reduplicative معنی فارسی تکرار شده مکر ر مضاعف (سازنده) واژههای دیگر با معنی «تکرار شده» repeated مکرر، تکرار شده overeun error خطاي انبوه شده، خطاي تکرار شده reduplication دوتا سازي تکرار، تضعيف، حرف يا هجاي تکرار شده recursive equations معادلات تکراري، معادلاتي که بعضي از جملات، در آنها تکرار شده و هر معادله نسبت به iterative تکرار کننده، ازسر گيرنده، تکراري