refreshes
UKrifreʃiz
USrıf'reʃız
معنی فارسی
تازه کردن نيروي تازه دادن ازخستگي بيرون اوردن روشن کردن
تازه کردن نيروي تازه دادن ازخستگي بيرون اوردن روشن کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن