دیکشنری فارسی

refreshes

UKrifreʃiz USrıf'reʃız

معنی فارسی

تازه کردن نيروي تازه دادن ازخستگي بيرون اوردن روشن کردن

واژه‌های دیگر با معنی «تازه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن