دیکشنری فارسی

regaining

UKrigeiniŋ USrı'geınıŋ

معنی فارسی

دوباره بدست اوردن باز يافتن دوباره پيداکردن دوباره رسيدن به

تعریف انگلیسی

noun
  1. getting something back again “upon the restitution of the book to its rightful owner the child was given a tongue lashing”

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره بدست اوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن