دیکشنری فارسی

regal

UKriːgəl US'ri:gəl

معنی فارسی

پادشاهي سلطنتي شاهي شاهانه شاهوار در خور شاه

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´gǝl/adj.

شاهی، شاهانه، سلطنتی، شهوار، خسروانی، کاویان

مجلل، با شکوه، شایگان، شکوهمند

the new hotel's regal beauty

زیبایی شکوهمند هتل جدید

مترادف‌ها

adjective
Kingly, royal.

واژه‌های دیگر با معنی «پادشاهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن