regal
UKriːgəl
US'ri:gəl
معنی فارسی
پادشاهي سلطنتي شاهي شاهانه شاهوار در خور شاه
معنی کامل و مثالها
/rē´gǝl/adj.
● شاهی، شاهانه، سلطنتی، شهوار، خسروانی، کاویان
● مجلل، با شکوه، شایگان، شکوهمند
the new hotel's regal beauty
زیبایی شکوهمند هتل جدید
مترادفها
adjective
Kingly, royal.