دیکشنری فارسی

regale

معنی فارسی

خوراک لذيذ سور مهماني ضيافت طعم سور دادن (به)

معنی کامل و مثال‌ها

/ri gāl´/vi., vt.

سور دادن، (به افتخار کسی) ضیافت دادن

the new ambassador was regaled everywhere

سفیر جدید را همه جا با جشن و ضیافت پذیرفتند.

سرگرم و محظوظ کردن، سخت خشنود کردن

(قدیمی) سور، مهمانی

(قدیمی) خوراک مطبوع، خورد و خوراک

مترادف‌ها

I. verb active
Entertain, refresh, gratify, delight.
II. verb neuter
Feast, fare sumptuously.
III. noun
Banquet or feast, sumptuous repast.

واژه‌های دیگر با معنی «خوراک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن