regale
معنی فارسی
خوراک لذيذ سور مهماني ضيافت طعم سور دادن (به)
معنی کامل و مثالها
/ri gāl´/vi., vt.
● سور دادن، (به افتخار کسی) ضیافت دادن
the new ambassador was regaled everywhere
سفیر جدید را همه جا با جشن و ضیافت پذیرفتند.
● سرگرم و محظوظ کردن، سخت خشنود کردن
● (قدیمی) سور، مهمانی
● (قدیمی) خوراک مطبوع، خورد و خوراک
مترادفها
I. verb active
Entertain, refresh, gratify, delight.
II. verb neuter
Feast, fare sumptuously.
III. noun
Banquet or feast, sumptuous repast.