repast
UKripɑːst
معنی فارسی
خوراک غذا
معنی کامل و مثالها
/ri past´, -päst´/n., vi.
● خوراک، غذا، خورد و خوراک، نان و آب، خوراک و نوشیدنی، وعده(ی خوراک)
a delicious repast of meat and rice
خوراک دلچسبی از گوشت و برنج
● (قدیمی) صرف (شام یا نهار یا صبحانه)
● (قدیمی) هنگام خوراک، وقت غذا
● (نادر) خوردن، سورچراندن
مترادفها
noun
1. Food, victuals.
2. Meal, entertainment.