دیکشنری فارسی

regardant

معنی فارسی

نگاه کننده ملاحظه کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-'nt/adj.

● (نشان‌های اشرافی) سر به عقب، رو به عقب

a lion regardant

شیر سر به عقب

تعریف انگلیسی

adjective
  1. looking backward

واژه‌های دیگر با معنی «نگاه کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن