دیکشنری فارسی

voyeur

UKvwɑːjəːr US'vɔı'juə

معنی فارسی

نگاه کننده ، فضول، اطفا کننده شهوت بانگاه .

معنی کامل و مثال‌ها

/voi u_r´/n.

● (روان‌شناسی) نظرباز جنسی، هرزه‌چشم، چشم‌چران

تعریف انگلیسی

noun
  1. a viewer who enjoys seeing the sex acts or sex organs of others

واژه‌های دیگر با معنی «نگاه کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن