دیکشنری فارسی

regardful

UKrigɑːdfəl

معنی فارسی

متوجه رعايت کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-fǝl/adj.

(معمولا با: of) باملاحظه، متوجه، حساس

regardful of others' feelings

رعایت کننده‌ی احساسات دیگران

مودب، متواضع

مترادف‌ها

adjective
Heedful, mindful, careful, watchful, attentive, observing, thoughtful, considerate.

واژه‌های دیگر با معنی «متوجه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن