tenty معنی فارسی متوجه مراقب مواظب دقيق بدقت. واژههای دیگر با معنی «متوجه» regardful متوجه، رعايت کننده advertent متوجه، دقيق theocentric متوجه بخدا، خدا گراي، خدا دوست godward متوجه بخدا، روبخدا wistful مشتاق و متوجه، آرزومند، دقيق acroscopic متوجه به بالا، صعودي. blind side سمتي که بازيگر متوجه آن نيست، سمت خط تجمع نزديک به خط مماس (رگبي) hansardize (وکيلي رادرمجلس) متوجه مذاکرات جلسه پيش، خودش کردن intensive bombardment بمباراني که بيک نقطه متمرکز يل متوجه باشد observant رعايت کننده، متوجه، با ملاحظه