regretfulness UKrigretfəlnəs معنی فارسی افسوس تاسف پشيماني واژههای دیگر با معنی «افسوس» alack افسوس، دريغ، حيف regret افسوس، تاسف، پشيماني alas افسوس، دريغ، اه compunction افسوس، پشيماني contriteness افسوس، پشيماني woe is me افسوس، واي برمن waesucks افسوس!، هيهات!، دريغا! o dear اه افسوس im regret that بسيار افسوس بخورم که، خيلي متاسفم که remorse پشيماني، افسوس، ندامت