دیکشنری فارسی

rehearse

UKrihəːs USrı'hə:s

معنی فارسی

يکايک ، شرح دادن ، ازاغازت انجام باز گفتن ،

مشق کردن ، رپتيسيون کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ri hu_rs´/vt., vi.

تکرار کردن، باز گفتن، واگویی کردن، بازگویی کردن

the events are rehearsed in most Irish histories

این رویدادها در اکثر منابع تاریخی ایرلند بازگویی می‌شود.

برشمردن، (دقیقا) شرح دادن، (به ترتیب) گفتن

the advertisement rehearsed the many products of our company

آن آگهی محصولات متعدد شرکت ما را به تفصیل شرح داد.

(نمایش یا کنسرت و غیره) تمرین کردن

before the night of the play's opening, we must rehearse it three more times

قبل از شب آغاز نمایش باید سه بار دیگر آن را تمرین کنیم.

she spent the whole afternoon rehearsing her speech

تمام بعدازظهر را صرف تمرین نطق خود کرد.

تمرین دادن، (با تمرین) آموزاندن

he rehearses the orchestra three times a week

هفته‌ای سه بار به ارکستر تمرین می‌دهد.

مترادف‌ها

verb active
1. Repeat, recite.
2. Narrate, relate, recount, describe, tell, portray, delineate, depict, set forth, recapitulate, detail, give an account of.

واژه‌های دیگر با معنی «يکايک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن