دیکشنری فارسی

relations

UKrileiʃənz USrı'leıʃənz

معنی فارسی

وابستگي نسبت ربط ارتباط گزارش شرح اخبار خويش خويشاوند

تعریف انگلیسی

noun
  1. mutual dealings or connections or communications among persons or groups

واژه‌های دیگر با معنی «وابستگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن