دیکشنری فارسی

relieves

UKriliːvz USrı'li:vz

معنی فارسی

اسوده کردن راحت کردن نشاندن فرو نشاندن تسکين دادن ياري کردن

واژه‌های دیگر با معنی «اسوده کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن