rememberance or recollection of God معنی فارسی ذکر واژههای دیگر با معنی «ذکر» mention ذکر، اشاره، ذکر کردن citation ذکر، استشهاد، ايراد pudendal virile ذکر، اکت مردي، کير favourable mention ذکر خير adduse ذکر کردن، گفتن، اوردن particularization ذکر ويژه، ذکر جزئيات، ذکر خصوصيات تفصيل mentionable قابل ذکر، ذکر کردني، گفتني نامبرده quotable قابل ذکر، قابل اقتباس cost account ذکر ارزش quoteworthy شايسته ذکر، لايق ذکر، قابل اقتباس