دیکشنری فارسی

reminisce

UKreminis US'remə'nıs

معنی فارسی

ياداوري کردن بخاطراوردن ياد کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/rem´ǝ nis´/vi.

(گذشته را) به خاطر آوردن، یاد آوردن، (درباره‌ی گذشته‌ها) نوشتن، حرف زدن

Morteza and I often reminisce (together) about the days of our youth

مرتضی و من اغلب درباره‌ی روزهای جوانی با هم حرف می‌زنیم.

واژه‌های دیگر با معنی «ياداوري کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن