reminisce
UKreminis
US'remə'nıs
معنی فارسی
ياداوري کردن بخاطراوردن ياد کردن.
معنی کامل و مثالها
/rem´ǝ nis´/vi.
● (گذشته را) به خاطر آوردن، یاد آوردن، (دربارهی گذشتهها) نوشتن، حرف زدن
Morteza and I often reminisce (together) about the days of our youth
مرتضی و من اغلب دربارهی روزهای جوانی با هم حرف میزنیم.