replicating
UKreplikeitiŋ
US'replı'keıtıŋ
معنی فارسی
برگشته ، روي هم افتاده ،
پرده هم مايه در هنگام بالاتر يا پايينتر
برگشته ، روي هم افتاده ،
پرده هم مايه در هنگام بالاتر يا پايينتر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن