دیکشنری فارسی

repressing

UKripresiŋ US(noun) [rəp'resəŋ

معنی فارسی

جلوگيري کردن از فرو نشاندن خواباندن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. restrictive of action “a repressive regime” “an overly strict and inhibiting discipline”

واژه‌های دیگر با معنی «جلوگيري کردن از»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن