requirement (JF) معنی فارسی خواسته واژههای دیگر با معنی «خواسته» bill of particulars شرح خواسته object of appeal پژوهش خواسته، مستانف عنه garnishee کسيکه خواسته اي نزداوتامين ياتوقيف شده، باشد garnisheesLaw کسيکه خواسته اي نزداوتامين ياتوقيف شده، باشد psychographics مطالعه ي ارزشها و خواسته هاي مصرف کنندگان، ارزشها و خواسته هاي مصرف کنندگان wishing ارزو، خواسته، چيزي که ارزو ميشود object of claim مدعي به، خواسته desideration ارزو، خواسته . unasked سوال نشده، خواسته نشده، پرسيده نشده garnisher اراينده، تامين کننده خواسته يامدعابه