دیکشنری فارسی

resemblance

UKrizembləns USrı'zembləns

معنی فارسی

مانندگي شباهت تشابه

معنی کامل و مثال‌ها

/ri zem´blǝns/n.

● همانندی، همدیسی، شباهت، تشابه، همسانی، مانندگی

there is no resemblance between these two carpets

هیچگونه همسانی بین این دو فرش وجود ندارد.

family resemblance

شباهت خانوادگی

● میزان همسانی یا همدیسی

● (مهجور) ویژگی‌های ظاهری

● (مهجور) احتمال، امکان

تعریف انگلیسی

noun
  1. similarity in appearance or external or superficial details

مترادف‌ها

noun
1. Similarity, likeness, similitude, semblance, analogy.
2. Representation, image, counterpart, facsimile, likeness, similitude.

واژه‌های دیگر با معنی «مانندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن