دیکشنری فارسی

reserves

UKrizəːvz USrı'zə:vz

معنی فارسی

نگهداشتن اختصاص دادن اندوختن ذخيره کردن کنار گذاشتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. civilians trained as soldiers but not part of the regular army

واژه‌های دیگر با معنی «نگهداشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن