residental UKrezidentl معنی فارسی مسکوني واژههای دیگر با معنی «مسکوني» residential مسکوني، مسکون، وابسته به اقامت inhabitant place محل مسکوني، آبادي dwelling house منزل مسکوني، در CL در قوانين مربوط به هتک حرمت منازل، و ورود در شب به منازل به قصد ارتکاب جرم dwelling-house خانه مسکوني، منزل، خانه شخصي residental quarter منطقه مسکوني residential area ناحيه مسکوني home building ساختمان مسکوني house building ساختمان مسکوني caravan trailer تريلر واگن مسکوني راه آهن rurban وابسته بناحيه مسکوني مزروعي.