resting
UKrestiŋpleis
US'restıŋ
معنی فارسی
راکد ساکن خوابيده ايستا.
معنی کامل و مثالها
/res´tiŋ/adj.
● در آرامش، آرمیده، در حال استراحت
● آرام، ساکن، در سکون
● (زیست شناسی) آساییده، آسوده