دیکشنری فارسی

stagnant

UKstægnənt US'stægnənt

معنی فارسی

راکد ايستاده مرده گنديده ناروان خوابيده کساد کاسد بيروح

معنی کامل و مثال‌ها

/stag´nǝnt/adj.

راکد، استاده، ایستا، ناروان

stagnant water

آب راکد، لشاب، خفتاب

کند، ناهشیار

کساد، بی رونق

stagnant business

کاسبی کساد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not circulating or flowing “dead air” “dead water” “stagnant water”
  2. not growing or changing; without force or vitality

مترادف‌ها

adjective
1. Motionless, standing, close, quiet.
2. Sluggish, inactive, inert, torpid, dull, heavy.

واژه‌های دیگر با معنی «راکد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن