دیکشنری فارسی

retained

UKriteind USrı'teınd

معنی فارسی

نگاه داشتن ازدست ندادن درذهن داشتن فراموش نکردن بخاطر داشتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. continued in your keeping or use or memory “in...the retained pattern of dancers and guests remembered”

واژه‌های دیگر با معنی «نگاه داشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن