retrocede
معنی فارسی
کنار کشيدن عقب کشيدن خود داري کردن دور شدن بعقب سرازيرشدن
مترادفها
verb neuter
Retire, recede, retrograde, go back, give place.
کنار کشيدن عقب کشيدن خود داري کردن دور شدن بعقب سرازيرشدن
verb neuter
Retire, recede, retrograde, go back, give place.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن