retund معنی فارسی کند کردن سست کردن واژههای دیگر با معنی «کند کردن» stall out کند کردن سرعت تخته موج تا موج بگذرد slow fire نواخت کند، آتش کردن با نواخت کند slow pill ماده شيميايي که بطور غيرمجاز به اسب براي، کند کردن سرعتش تزريق ميشود impede باز داشتن، مانع شدن، کند کردن obfuscate تيره کردن، تاريک کردن، تيره کردن obfuscatory تيره کردن، تاريک کردن، تيره کردن invisible hand دست نامرئي، منشاء اين اصطلاح کتاب "ثروت ملل " آدام، اسميت است . بر اساس اين کتاب sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي CD-I با تلفظ ((سيديآي)) سرنام عبارت "compact، " disc-interactive و استاندارد سخت افزاري و نرم افزاري، نوعي تکنولوژي ديسک نوري است که ميتواند صوت M.A. مخفف جملات زير:، سن عقلي، سن يکنفر بر حسب رشد نيروهاي عقلي و