دیکشنری فارسی

reverting

UKrivəːtiŋ USrı'və:tıŋ

معنی فارسی

برگشتن ، رجوع کردن ، برگشت کردن ، برگرداندن ،

کسيکه بکيش نخستين خود برگرد د

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a failure to maintain a higher state
  2. tending to return to an earlier state

واژه‌های دیگر با معنی «برگشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن