rig 2 معنی فارسی تجهيز کردن واژههای دیگر با معنی «تجهيز کردن» fit out تجهيز کردن rearming تجهيز کردن بااسلحه نوين، تجديد جنگافزار، کردن retool مجددا با ابزار تجهيز کردن.، نوسامان کردن، نوسازمان کردن mobilize بسيج دادن، آماده جنگ کردن، تجهيز کردن enarm مسلح کردن، مسلح شدن، آماده کارزار کردن activate بکار انداختن، تحريک کردن، سوق دادن