دیکشنری فارسی

rigorously

UKrigərauzliː US'rıgərəslı

معنی فارسی

بسختي سخت با سخت گيري با دقت (زياد)

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a rigorous manner “he had been trained rigorously by the monks” “Derived from adjective: strict (for: strictly), rigorous”

واژه‌های دیگر با معنی «بسختي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن